خرید بک لینک
شاید برگی افتاده بر زمینم
سهم من از شادی مردم
لبخندیست که با صدای خش خش خرد شدنم
بر لبان کودکی نقش می بندد

و شاید
برگی سرگردانم
در تلاطم دریایی که پایانش
رسیدن به خورشیدست

و یا شاید
در قاب عکس خانه ای
یادگار عشقی هستم
که در هیاهوی زمانه ای بی رحم
به فراموشی سپرده شده

هر کجا باشم
بر زمین ، دریا و یا دیوار
و هر طور که باشم

زرد ، سبز ، سرخ
رگبرگ های ذهنم هنوز زنده اند
و من این زندگی را
وامدار  ِ

" نوازش نگاه های توام "

برچسب: نویسنده: آراد قاسمی‌پور تاريخ: شنبه 8 بهمن 1401 ساعت: 13:51

صفحه بندی